تبليغاتX
Home |G-mail  |Arshive |About |Four Star |Link |My Friends |Poem |Index |Lable |ROYA's shared items |Feed |RRS |BLOGFA
چهار ستاره مانده به صبح

چهار ستاره مانده به صبح

مثل ستاره در سايه سار صبح پا به پاي رفتن و نرفتن، ما هم رها شديم که اين خود اتفاق است

يه مدّتي است نفرين و ناله شده ورد زبانِ همه‌ي ما. سيّدِ اولاد پيغمبرم (به قول آقا) هستيم، اون وقت ديشب خبر رسيد كه ياروهاي موردنظرمون تصادف كردند ناجور! دايي‌ام تلفن زده مي‌گه نفرين نكنين. به خدا واگذارشون كنين فقط! 

پي.‌نوشت)؛ گفتم شما هم حواس‌تون باشه. هوس نكنين اذيّت كنين ما رو.


|+| یکشنبه 1387/01/04 | برچسب: در كمال خونسردي |