يه مدّتي است نفرين و ناله شده ورد زبانِ همهي ما. سيّدِ اولاد پيغمبرم (به قول آقا) هستيم، اون وقت ديشب خبر رسيد كه ياروهاي موردنظرمون تصادف كردند ناجور! داييام تلفن زده ميگه نفرين نكنين. به خدا واگذارشون كنين فقط!
پي.نوشت)؛ گفتم شما هم حواستون باشه. هوس نكنين اذيّت كنين ما رو. ![]()

