بزرگترين خيانتها، خيانت به خود و خيانت به واقعيّت خويشتن است.*
قسمت نشد! ميبينيد چه ميكند اين روزگار غدّارهبندِ لامروّت با دل آدم؟ هر چه اين در و آن در زديم، بلكه تنظيم كنيم اين وقتِ هميشه ضيق را براي خواندنِ قصهنويسي ِ رضا براهني، فرصتِ لازم فراهم نشد. كتاب را هم امانت گرفتهايم از كتابخانه. ضمناينكه، تمديدش هم دردي را دوا نميكند از من. بايد حواسم را متمركز كنم پي كاري كه اولويّت دارد نسبت به ادبياتخواني. هرچند كه يحتمل تا مدّتهاي بسيار دلِ من با آن يك بخش آخر اين كتاب خواهد بود كه دربارهي نقد و بررسي داستانهاي صادق چوبك است و نخواندمش.
عناوين برخي از بخشهاي كتاب عبارتند از؛ چرا نقد دربارهي قصه؟/ قصهنويس حرفهاي و غيرحرفهاي/ علل تاريخي پيدايش قصه/ داستان، حكايت، تاريخ و قصه/ قصه و نمايش/ اجزاء قصه و تراژدي/ قصه و معاصران/ امتياز قصه بر زندگي/ قصه، روزنامهنگار و مورخ/ قصهنويس و روزنامهنگار/ قصه فرمايشي و اخلاق حزبي/ تعهد و مسئوليّت قصهنويس/ وظيفه در عصر شب/ شرقي و مسألهي تعهد/ اهميّت ابعاد چهارگانه در قصهنويسي/ عامل تجربه/ عامل جدال در قصه/ عامل حادثه در قصه/ عامل داستان در قصه/ نقش راوي داستان/ عامل طرح و توطئه در قصه/ عامل شخصيّت/ عامل محيط/ عامل لحن/ عامل زمينه/ عامل الگو/ قصه رواني ... ووو ...

قصهنويسي
نوشتهي رضا براهني، تهران، نشر نو، ۱۳۶۳، چاپ سوّم، ۷۴۱ صفحه {چاپ اوّل ۱۳۴۵}
* صفحهي ۱۴



