يا؛ اگر زنان حقير نبودند، مردان نمي توانستند بزرگ باشند

اتاقي از آن خود
ويرجينيا وولف
ترجمۀ صفورا نوربخش / انتشارات نيلوفر / تهران، چاپ سوم/ ۱۳۸۵/ ۱۶۰ صفحه
خب، من كاري ندارم كه اشارۀ مترجم در ابتداي كتاب، ذكر نام دكتر اعزازي و فرزانه فرحزاد هي مرا يادِ جلسات گروه حمايت و فعاليت دربارۀ خشونت بر عليه زنان مي اندازد و آن روزهايي كه نه تبِ فمنيست بلكه آن ته ماندۀ حس مددكاري را در خود داشتم و اين اتاقي از آن خود يك جورهايي مقدمۀ نگارش مقالۀ زن و داستان است كه ... ووو ... براي من همين يك جملۀ وولف مهم است كه گفته؛ " زني كه مي خواهد داستان بنويسد بايد پول و اتاقي از آن خود داشته باشد. " و او در اين كتاب سعي كرده به ما نشون بده كه چگونه و از كجا به اين عقيده دربارۀ اتاق و پول رسيده و ... ووو ....
در اتاقي از آن خود، جمع بندي تأمل برانگيز وولف خطاب به زنان را دوست داشتم؛
" به اعتقاد من، شما به طرز شرم آوري نادان هستيد. هرگز كشف مهمي انجام نداده ايد. هرگز يك امپراتوري را به لرزه در نياورده ايد يا سپاهي را در جنگ رهبري نكرده ايد. نمايشنامه هاي شكسپير به قلم شما نيست، و هرگز قومي وحشي را با موهبت تمدن آشنا نكرده ايد. عذر شما چيست؟ مي توانيد خيلي راحت خيابانها و ميدانها و جنگلهاي كرۀ خاكي را نشان بدهيد كه مردمان سفيد و سياه و قهوه اي در آنها مي لولند، و همه سخت سرگرم رفت و آمد و كار و عشق ورزي هستند، و بگوييد ما كار ديگري داشتيم كه بايد انجام مي داديم. بدون كار ما آن درياها درنورديده نمي شد و آن سرزمين هاي حاصلخيز بيابان بود. ما آن هزار و ششصد و بيست و سه ميليون آدمي را كه طبق آمار در حال حاضر وجود دارند به دنيا آورديم و احتمالن تا شش هفت سالگي بزرگ كرديم و شستيم و تربيت كرديم، و اين كار، با علم به اينكه بعضي ها كمك داشتند، زمان مي برد. " ص ۱۵۷
