هي اين مردانِ زن گرفته و زنانِ شوهر كرده به آدم كه مي رسند هنوز حرف و حديثي نگفته، نشنيده! تا مي بينن مجرد مانده ايم فعلن! آواي نصيحت شان به گوش مي رسد هي؛ " ازدواج نكن ... شوهر نكن ... بدبخت مي شي ها! " ما هم، طفلك، هاج و واج نگاه مي كنيم به آن دهان كه هر چه مي گذرد بيشتر از آسيب و ضرر و رنج و هزار و يك كوفت و زهرمار ِ ديگر ازدواج مي گويد و دريغ از اندكي ... استاد آمارمان مي گفت براي احياي خوشبختي در زندگي و تدوام بخشيدن به آن، اين زن است كه بايد توانمند باشد و گرنه مرد كه ذاتن ناتوان است! بايد دُرفشاني هاي استاد آمارم را قابِ طلا بگيرم بس كه حرف حساب مي گويد اين مرد! ما كه رضايت داريم زنِ دوم همين آقا هم باشيم! داخل پرانتز عرض كردم اين دلبستگي را. حالا، هي خانوم! شما كه بلد نيستي لذت ببري از بودنت و همسرت و زندگي ات و همين اشكالِ سادۀ شخصي ات باعث مي شود آتش بزني به زندگي ِ نمي دانم فلان قدر جوانِ دم ِ بخت چشم ترسيده كه ... منتهاش، ما كه خيالمان نيست! عينهو گرگ! دندان تيز كرده ايم واسه زندگي و زناشويي و الي آخر ... نوشتم شما حواستان باشد زنانِ ...
بعدن نوشت؛ خدا نصيبِ گرگ بيابان هم نكند آن عده از مردانِ اين مملكت را كه دچار توهم هستند مُدام و به خيال آنها رسيده تا هر وقت كه اراده شان طالب است و رومئو و ژوليت بازي شان مي آيد ادعاي عشق و دوستي و رفاقت و ... مرام هايي از اين دست را دارند و خدا نكند آن ميل كذايي در ايشان فروكش كند تا آن وقت هر برچسب ناروا و ناشايست را وصلۀ محبتِ معمولِ آن دختركِ طرفِ رابطه شان مي كنند و پرخاش مي شوند از براي توهم خودساختۀ ذهني شان و مغرورتر از آن هستند و خودشيفته تر البته! كه بپذيرند به خطا رفته اند و محبتِ منِ نوعي به دليلِ نوع دوستي ام است هم نسبت به او و هم ديگرانِ ديگر ...
ايضن بعدن نوشت؛ خوش به حال اونهایی که ازدواج کردن!
پي نوشت۱ )؛ عنوان پيشنهادِ بانو جانِ همزادِ من است.
پي نوشت۲ )؛ تشكّرات زياد از ندا جونم بابت اين لينك مفيد و مؤثر!
پي نوشت۳ )؛ نتیجه گیری دربارۀ خوش به حال اونهایی که ازدواج کردن

