براي خياط باشي تعريف كرده ام كه بيشتر كتاب هاي مارگريت دوراس را خوانده بودم زمانِ دانشكده و خب، الان هيچ ذهنّيتِ خاصي ندارم دربارۀ هيچ كدام از آنها! نمي دانم اشكال از حافظۀ من است و يا نوع كتاب هاي اين خانوم! به هر حال، ما مثلن عاشق را يكي، دو سالِ قبل دوباره خواني كرديم مجددن! جالب است كه هيچ چيزي را هم به ياد نياورديم الا جمله اي كه مي گفت؛ دخترك احساس كرد كه از ديدار آرام ترين شبي باز آمده است كه اقيانوس هند هرگز نظير آن را به خود نديده است. ص ۱۱۳
امروز، ساعت كمي مانده بود به سه بعد از ظهر كه از خواب بيدار شدم من و دقيقن احساس همين دخترك را داشتم! انگار از ديدار آرام ترين شبي باز آمده بودم كه اقيانوس هند هرگز ...

عاشق، مارگريت دوراس
ترجمه قاسم روبين/ انتشارات نيلوفر/ چاپ ششم / ۱۳۸۴

