تبليغاتX
Home |G-mail  |Arshive |About |Four Star |Link |My Friends |Poem |Index |Lable |ROYA's shared items |Feed |RRS |BLOGFA
چهار ستاره مانده به صبح - مي‌بوسمت و اشك

چهار ستاره مانده به صبح

مثل ستاره در سايه سار صبح پا به پاي رفتن و نرفتن، ما هم رها شديم که اين خود اتفاق است

:: يادم هست بيشتر همين تيتر مصاحبه با محمد چرمشير  ِ نمايشنامه‌نويس را دوست داشتم كه گفته بود مي‌خواهد توانايي را جايگزين استعداد كند در كارگاه‌هاي آموزش نمايشنامه‌نويسي‌اش. او معتقد است: "هر كسي بايد به نوع خودش، به جنس خودش، به روش خودش به امر نوشتن برسد." و "دانشجو بايد درباره‌ي همه‌ي آنچه مي‌داند، فكر مي‌كند و باور دارد، بنويسد و از اين طريق بيان آنچه در ذهن دارد را ياد بگيرد." *

:: يكي از معيار‌هاي جمال ميرصادقي براي پذيرفتن شاگرد شرط داستان‌خوان بودن است. به نظر او آدم‌ها دو دسته هستند؛ آنهايي كه داستان مي‌خوانند و آنهايي كه نمي‌خوانند. آدم‌هاي داستان‌خوان، اگر بخواهند نويسنده مي‌شوند. **

 

* ضميمه‌ي روزنامه‌ اطلاعات، ۳۰/ ۱/ ۱۳۸۵

** ضميمه‌ي نسل‌سوم، روزنامه‌ جام جم، ۲۴/ ۵/ ۱۳۸۵

+ عنوان تزئيني است. نمايشنامه‌اي دارد اين آقاي محمد چرمشير به همين نام.


|+| جمعه 1386/12/17 | برچسب: جرايد |