تبليغاتX
Home |G-mail  |Arshive |About |Four Star |Link |My Friends |Poem |Index |Lable |ROYA's shared items |Feed |RRS |BLOGFA
چهار ستاره مانده به صبح - پرونده‌‌اي براي يك هزار و سيصد و هشتادِ ...

چهار ستاره مانده به صبح

مثل ستاره در سايه سار صبح پا به پاي رفتن و نرفتن، ما هم رها شديم که اين خود اتفاق است

نهم؛ در بابِ دوستي و دشمني

pink_piggy.png

 

 

 

 

امسال، كلن مورد بازنگري قرار گرفت تمام ايده‌ها و تصوّرات سابق بر اين ِ من درباره‌ي دوست و دوست داشتن. چرا كه، انگاري نسل ِ امروز بشر اصلن قادر نيست به دور از حساب و كتاب رفاقت كند و اين بي‌چشم‌داشت‌ خاطرخواهِ خوبي‌هاي ديگران بودن بس كه هنجار نيست، هي درد مي‌زايد در قلب آدمي و بيشتر ِ مردمان طالب كسي يا چيزي هستند كه قادر باشد نياز و خواست آنها را برآورده كند و بيشتر شباهت داشته باشد به ايشان و نه اينكه خودش باشد با شخصيتي متفاوت و دنيايي مجزا! هرچند من نيز در اين مدّت پُر شده‌ام از فكرهاي پَست. بس كه آدم ناجور خورد به تور ِ ما؛ از ظاهرن مذهبي نشانِ مُهر و سجده بر جبين مانده تا فرهنگي متشخص و همين بچه قرتي‌هاي سوسولِ مُرفه بي‌درد!!!  نتيجه‌ هم چيزي نبود مگر بي‌اعتمادي كمي تا نسبتي جدي ما در برابر ديگران از هر جنس و نوع! گيرم يادمان داده بودند مردم بيشتر قابل اعتمادند تا غيرقابل ‌اعتماد و اكثرن دوست هستند تا دشمن! فعلن ما به ساز خودمان مي‌رقصيم و به خواستِ دل‌مان رفتار مي‌كنيم با بي‌خيالي محض نسبت به مذهب و اخلاق و جامعه و ملّت و ... حتّا شما دوست عزيز! (:


|+| سه شنبه 1386/12/21 | برچسب: پرونده سازي |