انگاري جانوري موذي افتاده باشد به جانِ زندگي ما، هي اين صداي خِرت خِرتِ جويدنهايش در دهليز گوشهايم ميپيچد و آزارم ميدهد و انگاري با هر بار تلاش ِ ما كه خواستهايم وجودِ منحوس ِ آن را از زندگيمان دور كنيم، نزديكتر شده است ... يكطوري كه من عادت كردهام به صداي جويدن و خنديدن َش وقتي در سرخوشي ِ پس از ناخوشي ما به رقص و آواز درميآيد...
+ جمعه دوم فروردین 1387  
|

