
؛ آخه! مسئولِ فنّي نميدونم چي چيهي فلان نشدهي شبكهي دو! يه كمي حواست رو جمع كن! ما داشتيم بعد از مدّتها يه كمي لذّت ميبرديم از اين سيما. فيلم به اين قشنگي، رسمن ... بهش!!! همين مونده بود شما هم با احساسات ما بازي كني كه شما هم بازي كردي!!! دستخوش!
؛ الان بهترم. آن مسئول فنّي را هم بخشيدهام كه حواسش جمع كارش نبوده و فيلم به اين قشنگي را ضايع كرده است كه ما مجبور باشيم فيلم ِ همزمان دو زبانه را ببينيم! فقط اشكالش در اين بود كه شبكهي دو از وسط فيلم متوجّه شد يكجاي بزرگِ كار دارد ميلنگد و آن وقت، ما ديگر عادت كرده بوديم به هر دو زبان كه يكبار آن صداي اصلي را بشنويم در زير صدا و بعد، صداي دوبلورها را ... و اينكه يكهو پخش فيلم قطع شد تا آن زيرنويس ِ پُر از عيب نوشتاري رد شود با تصاوير گل و بلبل كه مثلن بگويد مشكل فنّي دارد صداي فيلم و فلان و پخش مجددش پنجشنبه و ... ما بُغض شديم فقط. دلمان توي آن اسباب بازي فروشي مانده بود كه بيخبر پرتمان كردند به همينجا. بدونِ آقاي مگوريووم ...
Mr. Magorium's Wonder Emporium و Mr. Magorium's Wonder Emporium
