
از دَر که میآیی
دلم پَر میکشد
پَرهایش را قیچی میکنم
سَر جایش میگذارم
مبادا بی دل عاشق
سَلامت کنم
پي.نوشت)؛ اين آقاي دوستمان از اينجا كوچ كردند به اينجا. رتق و فتق امور هم افتاده بود به گردنِ دوستِ مهربانم خانوم شيوا خانوم ِ ييلاق ذهن و علي آقاي ايراني كه بابت نصب وردپرس و راهاندازي و قالب وبلاگ و ... و كلّي خردهريزهاي جزئي و ناجزئي زحمتِ بسيار كشيدند و من به نوبهي خودم تشكّر ميكنم و از طرفِ آقاي دوستمان هم! نخود شدنِ ما هم دليلي ندارد الا شرايط و اوضاع فعليمان! از درِ پاچهخواري وارد شدهايم! هر چه نباشد ايشان رئيس ما بودهاند (و هستند). بيكاري ما كه از رياست ايشان چيزي كم نميكند. چيزي كم ميكند؟ ![]()
{عكس}
