تبليغاتX
Home |G-mail  |Arshive |About |Four Star |Link |My Friends |Poem |Index |Lable |ROYA's shared items |Feed |RRS |BLOGFA
چهار ستاره مانده به صبح - كوچ

چهار ستاره مانده به صبح

مثل ستاره در سايه سار صبح پا به پاي رفتن و نرفتن، ما هم رها شديم که اين خود اتفاق است

kooch.jpg

از دَر که می‌آیی
دلم پَر می‌کشد
پَرهایش را قیچی می‌کنم
سَر جایش می‌گذارم
مبادا بی‌ دل عاشق
سَلامت کنم

(حميد ابراهيمي)

پي.‌نوشت)؛ اين آقاي دوست‌مان از اينجا كوچ كردند به اينجا. رتق و فتق امور هم افتاده بود به گردنِ دوستِ مهربانم خانوم شيوا خانوم ِ ييلاق ذهن و علي آقاي ايراني كه بابت نصب وردپرس و راه‌اندازي و قالب وبلاگ و ... و كلّي خرده‌ريز‌هاي جزئي و ناجزئي زحمتِ بسيار كشيدند و من به نوبه‌ي خودم تشكّر مي‌كنم و از طرفِ آقاي دوست‌مان هم! نخود شدنِ ما هم دليلي ندارد الا شرايط و اوضاع فعلي‌مان! از درِ پاچه‌خواري وارد شده‌ايم! هر چه نباشد ايشان رئيس ما بوده‌اند (و هستند). بيكاري ما كه از رياست ايشان چيزي كم نمي‌كند. چيزي كم مي‌كند؟  

{عكس}


|+| چهارشنبه 1387/01/28 | برچسب: رفقا |