تبليغاتX
چهار ستاره مانده به صبح - فرصتِ ارزشمند و استثنائي زندگي

چهار ستاره مانده به صبح

مثل ستاره در سايه سار صبح پا به پاي رفتن و نرفتن، ما هم رها شديم که اين خود اتفاق است

يك‌جور نگراني‌ِ زياد و بي‌علّت دارم كه از آينده مي‌آيد و گند زده است به حالِ امروز ِ من. سعي مي‌كنم خوشحال كنم خودم را. آينده را تصوّر مي‌كنم، خودم را، چقدرم عالي! دوباره زمزمه مي‌كنم؛ طبيعيه كه آدم غمگين باشه امّا، هميشه و هميشه زندگي ادامه داره ... بايد صفحه رو ورق زد ... خوندن رو ادامه داد و داستانِ تازه رو شروع كرد ... a new begining ... آينده تنها چيزيه كه مي‌شه روش سرمايه‌گذاري كرد ... بايد باورش كني تا ببيني ... زندگي يه فرصتِ استثنائيِ با ارزش است ...  دلم يه كمي خداي بيشتر مي‌خواد ... دست‌كم براي خاصيّت آرام‌بخشي كه داره ... چي مي‌گن الا به ذكر الله ... قلب بايد آروم بگيره تا زندگي به جريان بيفته ... با هراسِ بسيار هيچ حادثه‌ي خوبي اتّفاق نمي‌افته ... سولماز با تو هم هستم. حواست هست؟

+  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387       |