تبليغاتX
Home |G-mail  |Arshive |About |Four Star |Link |My Friends |Poem |Index |Lable |ROYA's shared items |Feed |RRS |BLOGFA
چهار ستاره مانده به صبح - گاه در سایه نشسته است و به ما می نگرد....

چهار ستاره مانده به صبح

مثل ستاره در سايه سار صبح پا به پاي رفتن و نرفتن، ما هم رها شديم که اين خود اتفاق است

«پدرم از من خواست شغلى را انتخاب كنم تا عاقبت به خير شوم. من هم براى اين كه دعاى مردم و پدرم پشت سرم باشد، مرمت مساجد را انتخاب كردم.»

 
اين جملات آخرين حرف هاي دكتر شيرازي بود كه قبل از مرگ در مراسم بزرگداشت خود گفت و بعد ... 
 
خدا رحمت كُناد او را ...
 
 
 

|+| سه شنبه 1386/05/30 | برچسب: از مرگ |