تبليغاتX
چهار ستاره مانده به صبح - به حساب من

چهار ستاره مانده به صبح

مثل ستاره در سايه سار صبح پا به پاي رفتن و نرفتن، ما هم رها شديم که اين خود اتفاق است

حرفاي امشب‌مون رو مي‌ذارم به حساب خودخواهي‌ و خودشيفتگي خودم كه درصدش خيلي بالاست. بعد مي‌بينم، اصلن به من ربطي نداره. تو حق داري درباره‌ي آدما هر طوري كه دوست داري فكر كني. به قول استاد آمارمون، يه چيزايي ارث رسيده به ما، كه خانواده‌مان دخيل بودن در اونها، يه چيزايي رو هم اكتسابي به دست آورديم، مثلن از دانشگاه. نوع درس و مدرك‌مون. طبيعيه كه نوع نگاه‌مون فرق كنه با هم. خُب، پُر واضحه كه من و تو هم خيلي آدماي متفاوتي هستيم. يادم مي‌مونه كه از لباسهات,دوستات,شخصيّتت يا خانه‌ات انتقاد نكنم. از بحثهاي مذهبي و سؤال‌هاي مربوط به خانواده‌ات خودداري كنم. سعي نكنم بر تو مسلط بشم. مواظب باشم كه عقايدم،دوستام، ورزشهاي مورد علاقه‌ام و ترجيحات خودم رو در مورد موضوعات مختلف به تو تحميل نكنم. با تو دعوا و غرغر نكنم. و از آنجايي كه تو از طفره رفتن عصباني مي‌شي، هميشه باهات صادق و راستگو باشم.

+  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387       |