تبليغاتX
چهار ستاره مانده به صبح - حساب و كتاب‌هايي براي يك نمايشگاه - 2

چهار ستاره مانده به صبح

مثل ستاره در سايه سار صبح پا به پاي رفتن و نرفتن، ما هم رها شديم که اين خود اتفاق است

Old-Books.jpg

:: ... و امّا، درباره‌ي كتاب و پيشنهاد‌هاي كتابي جنابِ محسن فرجي عزيز، اوّل، اگر چوب خط (نشر: قطره) را نخوانده‌ايد، بخريد و بخوانيد تا مثل يازده دعاي بي‌استجابت چاپ‌تمام نشده است. دوّم، علاوه بر انتخاب‌هاي معركه‌ي شعر، ايشان پيشنهاداتِ كتابي خوبي را در غزلداستان داشته‌اند كه از آن ميان اشاره مي‌شود به سلاخ‌خانه‌ي شماره‌ي پنج (نشر: روشنگران و مطالعات زنان) و به سمت رودخانه‌ي استوکس (نشر: شاملو) سوّم، خواندنِ دو مجموعه‌ داستانِ زندگي مطابق خواسته‌ي تو پيش مي‌رود (نشر: مركز) و بريم خوش گذروني (نشر:روشنگران و مطالعات زنان) را نيز سفارش كرده‌اند به ما كه ما هم به شما مي‌گوييم.

:: سامرست موام در كتاب دربارۀ رمان و داستان كوتاه ده رمان عالي دنيا را معرّفي كرده است كه عبارتند از؛ «جنگ و صلح»،«بابا گوريو»،«ديويد كاپرفيلد»،«برادران كارامازوف»،«مادام بواري»،«سرخ و سياه»، «موبي ديك»،«بلندي‌هاي بادخيز»،«غرور و تعصب» و «تام جونز»

تابستانِ گذشته، تحت‌تأثير حرف‌هاي سامرست موام جوگير شده بودم كه حتمن اين ده رُمان عالي دنيا را بخرم و داشته باشم در كتابخانه‌ام. خدا را شكر كه پول نداشتم و فقط «جنگ و صلح» و «موبي ديك» و «غرور و تعصب» را خريدم و تا الان هم فقط، «غرور و تعصب» را خوانده‌ام. البته، اميدوارم اطلاعات آدينه بوك نادرست باشد وگرنه من سكته مي‌كنم!!! نگاه كنيد تو رو خدا اينجا را و قيمت «جنگ و صلح»؟! آن‌وقت من اين كتاب را خريده‌ام بيست هزار تومان!!! چرا؟ براي اينكه چاپ اوّل اميركبير است و ما را با يك كتاب‌باز اشتباه گرفتند!!! البته، شايان ذكر است كه از اين فهرست ده‌تايي، «بابا گوريو»،«ديويد كاپرفيلد»،«برادران كارامازوف»،«بلندي‌هاي بادخيز» و «مادام بواري» را خوانده‌ايم به لطفِ كتابخانه‌‌ و تنها «برادران كارامازوف» را بسيار دوست داشته‌ايم.  

:: ما دو سال است چشم‌مان به در خشك شد تا بلكه اين پسر (منظورم تو نيستي صدرا!!!) وعده كند به قولش، مجموعه‌ي كتاب‌هاي حاج‌آقا محمّدرضا زائري عزيز را كه براي تولّدمان خريده است بياورد بهمان بدهد. امّا، ... هديه‌ي تولّدمان را كه بالا كشيده هيچ، آن آرشيو هفته‌نامه‌ي خانه را كه آن وقت‌هاي نوجواني‌مان، قبل از تعطيلي خانه‌ي روزنامه‌نگاران جوان، منتشر مي‌شد و به جان ما بسته بود را هم امانت گرفته و بُرده و ديگر پس نمي‌آورد. يعني، دارد با احساسات و اعصاب ما بازي مي‌كند. يكي به صدرا بگويد كه آن كادوي تولّدمان را بدهد. روزنامه‌هايمان را هم. وگرنه ما مي‌رويم نمايشگاه، كتاب‌ها را مي‌خريم و  او را شرمنده‌ي خودمان مي‌كنيم. اين يك تهديد است.  

پي‌.نوشت ۱)؛ کتاب تنهایی و بیت الاحزان را من كه خوانده‌ام. شما اگر نخوانده‌ايد، بخوانيد. كتاب‌ تنهايي را به خصوص. ۳۵۰ تومان بيشتر نيست قيمتش. نثر پاياني بيت‌ الاحزان را كه ديگر نگو.

پي.‌نوشت ۲ )؛ آدينه بوك مي‌گويد چاپ اسفار كاتبان تمام شده است.

پي.نوشت ۳ )؛ حساب و كتاب‌هايي براي يك نمايشگاه - ۱ 

{عكس}

+  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387    | برچسب: نمايشگاه كتاب |