تبليغاتX
چهار ستاره مانده به صبح - عمو ارشادِ فداكار

چهار ستاره مانده به صبح

مثل ستاره در سايه سار صبح پا به پاي رفتن و نرفتن، ما هم رها شديم که اين خود اتفاق است

ما دست‌آخر متوجّه نشديم آيا ماي هميشه در صحنه‌ي غيور با آن دو دقيقه سرانه‌ي كتابخواني  «یکی از فرهنگ‌سازترین کشورهای جهان»! هستيم؟ يا نه؟ انگاري بايد گفت زهي خيال باطل! وقتي عمو ارشاد مي‌گه كه عمراً جامعه‌ي ما جامعه‌ي کتابخوان حرفه‌اي نيست!  

ضمنن، عارضم خدمتِ پونه خانوم و ديگر دوستان اهل ادب و فرهنگ كه به روند طولاني صدور مجوز اعتراض مي‌كنيد، در نظر داشته باشيد كه عمو بايد ۵۴۰۰ عنوان كتاب را بررسي كند. حالا، خودتان را بگذاريد جاي ايشان، اگر شما بوديد، از دست‌تان برمي‌آمد اين همه خدمت صادقانه‌ي بسيار بي‌منّت كه هي غُر مي‌زنيد به جانِ او و شكوه‌نامه مي‌نويسيد كه چه بشود؟ گيرم به گزارش «فردا»، "اين در حالي است که در سال گذشته از 54 هزار عنوان کتاب، 23 هزار عنوان چاپ نخست بوده که بايد براي صدور مجوز به طور دقيق بررسي مي‌‌شده، مضاف بر اينکه بالغ بر 9هزار عنوان از اين کتاب‌ها، کتب کمک آموزشي بوده‌اند که بنا بر گفته وزير در کمتر از يک روز برايشان مجوز صادر مي‌شود. در واقع، آقاي وزير در يک سال گذشته، کمتر از دو هزار عنوان کتاب براي بررسي داشته است و نه 5400 عنوان." مگر حواس‌تان نيست؟ خيال مي‌كنيد چه كسي بايد مواظب آن دو صادقِ دوروي رياكار باشد تا به «ارکان اسلام یا مذهب شیعه» اهانت نكنند و با درج «تصاویر غیر‌اخلاقی» و «مضامین ناپسند» ما را آلوده‌ي فكر ناجور نكنند؟ با جمع‌آوري 300 عنوان كتاب مادربه‌خطا به هيچ‌كجاي فرهنگ و ادب ضرر و آسيبي نمي‌رسد! ولي، اگر اين عناصر فساد از لابه‌لاي جماعت كتابخوان نه‌حرفه‌اي جمع نشود ... شما اصلن متوجّه هستيد كه چه بلايي از كنار گوش ما گذشت به لطف عمو ارشاد و پرويزشون؟ جانِ من، متوجّه هستيد؟

+  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387       |