گل آقا؛
مهدی حجوانی نویسنده و پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان بهتازگی کتابی را
با نام «زیباییشناسی ادبیات کودک» منتشر کرده است. جلسهی رونمایی این
کتاب در روز سهشنبه چهارم آبانماه با حضور چهرههای ادبیات کودک و
بزرگسال مانند هوشنگ مرادی کرمانی، مصطفی خرامان، شهرام اقبالزاده، محمّد
طلوعی و … در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد. در این جلسه علاوه بر
نویسندهی کتاب، «فریدون عموزاده خلیلی»، نویسندهی کودک و نوجوان و
«امیرعلی نجومیان»، منتقد و استاد دانشگاه در رشتهی زبان و ادبیات انگلیسی
به معرفی و بررسی کتاب یادشده پرداختند.
در پیشگفتارِ «زیباییشناسی ادبیات کودک»*
از زبانِ نویسنده میخوانیم؛ «کتاب حاضر، برگرفته از رسالهی دکترای من در
دانشکدهی هنر، دانشگاه تربیت مدرس تهران است و پیش از هرچیز لازم
میدانم از استاد فرهیخته زندهیاد دکتر قیصر امینپور یاد کنم که استاد
مشاور من بود.»
مهدی حجوانی صحبتهای خویش در این جلسه را
هم با یادِ قیصر آغاز کرد و توضیح داد که سیاق کتاب و رساله فرق دارد و سعی
کرده کتاب به شکل رساله نباشد که این تلاش با موفقیت نسبی همراه بوده است.
وی در ادامه با طرح این سؤال که «چرا بحث این کتاب شکل گرفت؟» دربارهی
انگیزهی خویش برای نگارش این کتاب سخن گفت: یکی از رایجترین بحثها در
ادبیات کودک این است که ادبیات کودک یک گونهی ادبی تحقیرشده است.
خودمانیاش یعنی، این نوع از ادبیات تحویل گرفته نمیشود. آسیبشناسی این
عارضه بیشتر از حوزهی اجتماعی انجام شده است. میگویند نظامها و دولتها
ادبیات کودک را برای کنترل کودک ساختند تا کودکان را شهروندی مطیع و پیرو
نظم عمومی تربیت کنند. یعنی ادبیات کودک را به یک مقولهی آموزشی تقلیل
دادهاند. درحالیکه اگر بتوانیم برای ادبیات ذاتی قائل شویم، زیبایی عنصر
ذاتی و درونی ادبیات کودک است و مادهی آموزشی عنصر عرضی و بیرونی است. ذات
ادبیات کودک وجه زیباشناختی است درحالیکه بیشتر تعریفها مبتنی بر
رویکرد آموزشمحور است.
حجوانی در ادامه دربارهی ساختار کتاب
«زیباییشناسی در ادبیات کودک» توضیح داد که مبتنی بر سه فصل است؛
زیباییشناسی ادبیات کودک از دیدگاه نظری، زیباییشناسی ادبیات کودک از
دیدگاه تحولات تاریخی و زیباییشناسی ادبیات کودک از دریچهی نقد و بررسی
که در این بخش به دو کتاب «شازده کوچولو» و «هریپاتر» پرداخته شده است. وی
گفت: فصل اوّل مهمتر است، برای اینکه تازهتر است. در پیشینهی این بحث
کمتر کتابی را پیدا میکنید که بهطورمفصل به رویکرد زیباییشناسی و
آموزشمحوری پرداخته باشد؛ چه ایرانی و چه خارجی. اگر هم پرداخته باشد به
این مفصلی نیست. در فصل دوّم هم دربارهی ادبیات کودک ایران نوشتهام و
اتفاقهای مهم بعد از انقلاب که بیشتر محققان از نوشتن دربارهی کسانی که
در قید حیات هستند پرهیز میکنند چون دردسرساز است. امّا در این کتاب سیر
ادبیات کودک در قبل از انقلاب و بعد از انقلاب بررسی شده است.
نویسندهی رُمان «الف دال میم» با بیان
اینکه زیباییشناسی و آموزشمحوری ادبیات کودک و تقابل آنها موضوع اصلی
کتاب است ادامه داد: ما منکر آموزشمحوری هستیم به آن معنا که در
روانشناسی بحث شده است. اگر منظور تأثیر است، هر فرایندی آموزشی است؛ هم
ادبیات و هم زندگی. با کدام بحث مسأله داریم آموزش به عنوان یک قصه و هدف
پیشینی برای تغییر در نظر گرفته شود.
حجوانی در اثبات این مسئله که ادبیات کودک
اگر ذاتی داشته باشد اوّل ذات زیبایی است و بعد آموزش، گفت: شما میتوانید
متنهای ادبیات کودکی را پیدا کنید که آموزشی نیست، ولی باز هم ادبیات کودک
است. امّا نمیتوان متنی را پیدا کرد که زیبا نباشد و فقط آموزشی باشد.
این ادبیات نیست. متن کودکانهای که آموزش ندارد میتواند معنا داشته باشد.
حتی اگر معنا نداشته باشد از آن با تعبیر «هیچآنه» یاد میشود. «آلیس در
سرزمین عجایب» نمونهای هیچآنه است. نه اینکه معنا ندارد، بیشتر مطایبه
است و نسبت به آثار آموزشی پیش از خودش متفاوت است.
وی در ادامهی صحبتهای خود ترانهی
عامیانهی «اتل متل» و داستانِ «شازده کوچولو» را مثال زد: برای نمونه در
«اتل متل توتوله»، توتوله چه معنایی دارد؟ معلوم نیست. یا وقتی میگوییم
«گاو حسن چهجوره؟ نه شیر داره، نه پستون» مگر میشود گاو را بیشیر و
پستون فرض کرد؟ «شیرشو بردن هندستون» قبلاً گفتیم این گاو شیر ندارد پس
چهگونه شیر آن را به هندوستان بردهاند؟حالا چرا هندوستان؟ چرا شیر توی
راه خراب نشده است؟ بعد میخوانیم «یه زن کُردی بستون» با خودمان میگوییم
آخر یک زنِ کُرد در هندوستان چه میکند؟ «اسمشو بذار عمقزی»؟ عمقزی نام
تُرکی است. چهگونه میشود یک زنِ کُرد با اسم تُرکی در هندوستان؟ اصلاً
یعنی چی؟ میبینید که اینها مهمل است، ولی ماندگار بوده و زیبا هم است.
ریتم قشنگی دارد و بازیگونه است و همچنین ادبیات است، ادبیاتِ شفاهی.
یا در داستانِ «شازدهکوچولو»، اگر تمام
ظرائف داستان را حذف کنیم انگار هفتشهر عشق را روخوانی کرده باشیم. فرض
کنید نویسنده صرفاً مفاهیم سفر، حقیقت، هجرت، استبداد شاهان، میخوارگی و …
را طرح میکرد. در اینصورت اثر او یک مقالهی آموزشی بود و نه یک کتابِ
جهانی و دیگر معلوم نبود که ناشری آن را چاپ میکرد یا نه؟ آیا کسی آن را
میخواند؟ پس چه عاملی باعث ماندگاری «شازده کوچولو» شده است؟ آفتاب آمد،
دلیل آفتاب؛ به اعتبار زیباییشناسیاش.
«فریدون عموزاده خلیلی» سخنرانِ بعدی این
نشست هم ابتدا گریزی زد به اوایل دورهی ۶۰ که نخستین جریانهای نقد کتاب
شروع شد. وی گفت: در آن زمان نقدها عموماً کارگاهی بود. بهنظر میرسید یک
منتقد کتاب داستاننویسیِ ابراهیم یونسی را گرفته جلویش و کتاب داستان هم
کنار آن و براساس فرمولها میآمد آن کتاب را شبیهسازی میکرد و مینوشت.
در مرحلههای بعدتر به کتابهای براهنی و دیگران استناد میشد و من فکر
میکردم فایدهی این نقدها چیست؟ این نقدها چه چیزی را به ادبیات اضافه
میکند؟ امروز به این نتیجه رسیدهام که نقد حتّی اگر یک نظر جدید را اضافه
کند، کار خودش را کرده است. اگرچه محل مناقشه باشد و یا حتی غلط باشد. این
سیرتاریخی در شتابی خوب به جایی رسیده است که امروز کتاب منتشر میشود،
کتابی دربارهی زیباییشناسی ادبیات کودک. در این سیر نمیتوان حضور و
تأثیر حجوانی را نادیده گرفت. او نقد و پژوهش را از دورهی ۶۰ شروع کرد و
اوّلین کارهای جدی در این زمینه را انجام داد؛ انتشار پژوهشنامهی
ادبیات کودک و بعدتر، کتاب ماه و …. نقش انکارناپذیر مهدی حجوانی در
جریانهای نقد و بررسی ادبیات کودک شایستهی تقدیر است.
عموزاده خلیلی در ادامه گفت: من به عنوان
نویسنده فکر میکنم موضوع این کتاب برای نویسندهها هم یک موضوع مهم و جدی و
اساسی است؛ بهراستی، زیبایی در ادبیات کودک چیست؟ بعد از خواندنِ کتابِ
«زیباییشناسی در ادبیات کودک» این سؤال برای من مطرح شد که منشاء زیبایی
داستان چیست؟ کدام عوامل و عناصر است که داستان را زیبا میکند؟ آیا زیبایی
باعث میشود مخاطب از اثر لذت ببرد؟ آیا معیار زیبایی با توجّه به مخاطب
متفاوت است و یا برای کودک و بزرگسال یکسان خواهد بود؟ آیا لذّت و زیبایی
لازم و ملزوم یکدیگر هستند؟ اگر فرمول ثابتی برای زیبانویسی و ایجاد لذّت
در داستان وجود داشته باشد، آیا این فرمول برای کودکان هم صدق میکند؟
مثلاً ممکن است طنز و شوخطبعی یکی از عناصر زیبایی در داستان باشد. آیا
این عنصر در داستان کودک با بزرگسال یکسان بروز پیدا میکند؟ چه عاملی
باعث تفاوت طنز در ادبیات کودک و طنز در ادبیات بزرگسال میشود؟ چه عاملی
باعث ایجاد طنز در داستانهای نیکلا کوچولو میشود؟ و آیا طنز چخوف به کارِ
داستان کودک میآید؟ کدامیک از مجموعه داستانهای چخوف را میتوان برای
نوجوان هم خواند؟ داستان «بوقلمونصفتان» چه ویژگیای دارد که برای کودک و
نوجوان قابلارائه است، امّا داستانهای دیگر نه! یا مثلاً تخیّل. اگر
تخیّل یکی از عوامل زیباییشناسی باشد، بهنظر میرسد تخیّل در کودکان با
بزرگسالان متفاوت است. حال، چه عاملی باعث تمایز تخیّل در کتابهای
«لافکادیو» یا «آلیس در سرزمین عجایب» با داستانهای مارکز یا «مسخ» کافکا
میشود؟ یا عاطفه، پژوهشهایی ازایندست باید نشان بدهد عاطفه در ادبیات
کودک چیست؟ در داستانِ «پیرمرد و دریا» شاهد یک رابطهی عاطفی قشنگ بین دو
شخصیّت اصلی داستان هستیم که خوانندهی بزرگسال را متأثر ساخته و درگیر
میکند این ارتباط انسانی و عاطفی که میتواند وجه زیبایی داستان پیرمرد و
دریا باشد چه تفاوتی دارد با هورتن وقتی نسبت به موجوداتِ ریز روی گردهی
گلها واکنش عاطفی نشان میدهد و خواننده نیز بههمراه وی بغض میکند و
نگران میشود و حس انسانی خوبی دارد؟
سخنرانِ بعدی، «امیرعلی نجومیان» بود که ضمن
تمجید نسبت به نگاه استدلالی کتاب، به استراتژی دفاعِ نویسنده در برابر
آموزشیبودن ادبیات کودک خرده گرفت و گفت: لزوماً مسألهی آموزش در ادبیات
کودک از پیش طراحیشده نیست. بخش عمدهی مسألهی آموزش در ادبیات کودک
ناخودآگاه جریان دارد. این آنقدر مسأله نیست که بخش از پیش طراحیشدهاش.
ادبیات کودک سراسر آموزش است، چون فاصلهای بین تولیدکننده و مصرفکننده
است. امّا نویسنده در این کتاب میگوید ذات ادبیات کودک زیبایی است و آموزش
را در کنار آن مطرح میکند. حال این سؤال پیش میآید که اگر ذات ادبیات
کودک زیبایی است، آیا نمیتوان این ذات را برای ادبیات بزرگسال هم فرض
کرد؟ آیا زیبایی میتواند ماهیتی برای ادبیات کودک بسازد؟
توصیفی که من از معنای زیباییشناسی در کتاب
دریافت کردم زیباییشناسی با زیبایی به عنوان عنصر زیبایی یکی است.
درحالیکه «پیتر لامارک» در مقالهی «زیباییشناسی و ادبیات یک نسبت
مسألهساز» نوشته است: زیباییشناسی بههیچوجه نباید به زیبایی تقلیل پیدا
کند چنانچه در قرن هجدهم بود. صحبت کردن فقط دربارهی زیبایی آثار ادبی
آنقدر خنثی است که انگار فقط دربارهی لذّت صحبت کنیم. زیباییشناسی همان
اصول نقد ادبی است. تشخص زیباییشناسی بیش از هر چیز در ارزیابی و نقد آثار
است. زیباییشناسی به دنبال این است که یک اثر در چه شرایطی بهوجود آمده
است و چه تأثیری داشته است؟ نجومیان این بحث را ادامه داد و گفت که هانت
زیباییشناسی را بررسی و تحلیل سازوکار هنر تعریف کرده است و منظور او از
سازوکار نوعی داوری هنری، نوعی نظریهپردازی و نوعی فلسفهبافی است.
نجومیان افزود: تعریف زیبایی، تعریف ادبیات
بزرگسال و کودک، رابطهی لذّت و زیبایی، رابطهی زیبایی و تصویر مسائلی
هستند که زیباییشناسی را به حوزههای گستردهتر میبرد. و این پرسش را طرح
کرد که: بهراستی، زیباییشناسی ادبیات چیست؟ سپس نظر متفکرانِ این حوزه
را بیان کرد که میگویند وقتی ما ادبیات را به مثابهی هنر درنظر بگیریم
یعنی زیباییشناسی انجام دادهایم. پس نسبتی بین ادبیات و هنر وجود دارد.
نجومیان با این مقدمه از فلسفهی هنر گفت و سپس، پرسشهایی را مطرح کرد که
هر کدام میتواند موضوعِ یک پژوهش مستقل باشد؛ ادبیات تخیلی چهگونه به
جنبهی تخیّلی، حقیقت، اخلاق و ایدئولوژی ربط پیدا میکند؟ ماهیت زبان ادبی
در ادبیات کودک چیست؟ زبان ادبی چه ویژگی خاصی دارد؟ ساختار روایت در
ادبیات کودک با بزرگسال چه فرقی دارد؟ آیا ادبیات حامل نوعی حکمت، معرفت یا
حقیقت است؟ فرایند خواندن متن ادبی چگونه است؟ ارزش ادبی در چیست؟
در پایان این نشست نیز به سؤالهای حضار دربارهی کتاب و مباحث طرحشده پاسخ داده شد.
*انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. ۱۳۸۹٫ ۲۰۷ ص. ۴۵۰۰ تومان